نه همهی
گفتگوهای مهم در برابر مخاطبان بزرگ اتفاق میافتند. برخی از معنادارترین تبادلها
آرام و بیسروصدا رخ میدهند — میان دو نفر که عشقی عمیق به فرهنگ، به زبان، و به
این ایده دارند که هنر میتواند پلی باشد فراتر از هر شکافی. گفتگوی لیدی جمیل
خرازی، بنیانگذار بنیاد توس، با نویسندهی ایرانی فرهنگ فرهی چنین گفتگویی بود.
فرهنگ فرهی
شاعر و نویسندهای با حساسیتی اصیل بود — مردی که آثارش با حافظه، تبعید، تاریخ و
وضع انسانی درگیر میشد و در نوشتههایش آن سنگینی ویژهای را حمل میکرد که به
کسانی تعلق دارد که فرهنگی را دوست میدارند که دیگر نمیتوانند آزادانه در آن
بمانند. صدای او، مانند بسیاری از نویسندگان ایرانی نسلش، هم از غنای سنت ادبی
فارسی شکل گرفته بود و هم از درد فاصله از آن.
لیدی جمیل
خرازی عمرش را صرف همان کاری کرده که نوشتههای فرهی خواستارش است — زنده نگه
داشتن آن فرهنگ، حاضر و مرئی. به عنوان بنیانگذار بنیاد توس، دههها وقف آوردن
موسیقی، رقص، هنر و تاریخ ایران به مخاطبان لندن و فراتر از آن کرده، تا اطمینان
حاصل کند که میراث یکی از کهنترین تمدنهای جهان هرگز به حاشیه نرانده نشود. کار
او به عنوان خیرخواه، دفاعش از حقوق زنان و آموزش، و شبکهی استثنایی روابطش در
دولتها، دانشگاهها و نهادهای فرهنگی سراسر جهان همه از یک باور واحد و پیوسته
حکایت میکنند: که فرهنگ یک تجمل نیست، بلکه یک ضرورت است.
گفتگوی آنها
دو نفر را در کنار هم آورد که از مسیرهای متفاوت به یک قناعت رسیده بودند — یکی از
طریق کلمهی نوشتاری، دیگری از طریق صحنه، تالار کنسرت و یک عمر فعالیت. آنچه بیش
از همه آنها را متحد میکرد، این یقین بود که فرهنگ ایرانی، با تمام عمق و زیباییاش،
شایستهی شنیده شدن است — و همیشه ارزش دارد تلاش کنیم که شنیده شود

No comments:
Post a Comment