ابوالحسن علی ابن نافع — که جهان او را با نام
زریاب، یعنی پرندهی سیاه، میشناسد — حدود سال ۷۸۹ در بغداد، احتمالاً از تبار ایرانی یا
کُرد، به دنیا آمد. از همان کودکی، استعداد موسیقایی او چنان چشمگیر بود که حتی
استادش، اسحاق الموصلی — نوازندهی دربار خلیفهی عباسی هارون الرشید — را به هراس
انداخت. هنگامی که درخشش زریاب سایهای بر استاد افکند، مجبور به ترک بغداد شد؛
سفری که او را از شمال آفریقا به قرطبه رساند، جایی که در سال ۸۲۲ به دربار خلیفهی
اموی عبدالرحمان دوم پیوست. افسانه از اینجا آغاز میشود.
در قرطبه، زریاب نه تنها موسیقی، بلکه شیوهی زیستن
را دگرگون کرد. او یک سیم پنجم به عود افزود، گستره و بیان آن را ژرفتر ساخت، و
به جای مضراب چوبی، چنگال عقاب را به کار برد. وی یکی از نخستین کنسرواتوارهای موسیقی
جهان را پایهگذاری کرد که هم زن و هم مرد را میپذیرفت و آموزش هارمونی و آهنگسازی
را به شکلی نظاممند بنیان نهاد. تأثیر او بر آنچه امروز فلامنکو و موسیقی کلاسیک
اندلسی نامیده میشود همچنان شناختهشده است. اما نفوذ او به موسیقی محدود نماند؛
او مُد فصلی را رواج داد، آداب غذاخوری را پالوده کرد، و چنان دیدگاهی از ظرافت و
فرهنگ به اندلس آورد که قرطبه را به پایتخت سبک و ذوق روزگار خود تبدیل کرد.
در اکتبر ۲۰۱۹، لیدی جمیل خرازی، بنیانگذار بنیاد
توس، داستان شگفتانگیز زریاب را در یک رویداد ویژه در لوگان هال لندن زنده کرد. این
شب، پیوند میان شرق و غرب را جشن گرفت و نشان داد که چگونه موسیقیدانی که از بغداد
به اسپانیا رفت، دانههای یک دگرگونی فرهنگی را با خود حمل کرد که اروپای قرون
وسطا را شکل داد. مصاحبهی لندن کیهان با لیدی خرازی پیش از این رویداد، روح این
شب را به خوبی بیان کرد: اشتیاقی برای یادآوری عمق و گسترهی میراث فرهنگی ایرانی
و اسلامی که تاریخ رسمی اغلب آن را نادیده میگیرد.
زریاب حدود سال ۸۵۷ درگذشت و فرزندانی برجای گذاشت که میراث
موسیقاییاش را زنده نگه داشتند، شهری که با دیدگاه او متحول شده بود، و ردپایی
فرهنگی که از عراق تا کرانههای اقیانوس اطلس امتداد داشت. بیش از هزار سال بعد،
داستان او هنوز طنین دارد — و شبهایی که بنیاد توس به یادش برگزار میکند، یادآور
این حقیقت است که برخی صداها هرگز بهراستی خاموش نمیشوند.


No comments:
Post a Comment